تبليغاتX
tabarteh farahan تبرته فراهان
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 21:26  توسط مرتضی  | 
jok
می خواستن ترکه رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 21:20  توسط مرتضی  | 
ترکه سفره دلشو واسه دوستش باز می کنه، توش پر از نون بربری بوده!
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 21:16  توسط مرتضی  | 
محاسبه وام

وام ضربدرمدت به اضافه یک ضربدردرصدسودتقسیم بر دوهزاروچهارصد

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 19:58  توسط مرتضی  | 
علی آقا تبرته فراهانی     محمدباقر  ۰۸/۰۸/۱۳۷۰
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 17:31  توسط مرتضی  | 
sms
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ولی باران نمی داند که من دریایی از دردم به ظاهر گر چه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم.

از منزل کفر تا به دین یک نفس است وز عالم شک تا به یقین یک نفس است ایـن یـک نفس عـزیز را خـوش مـیدار کز حاصل عمر ما همین یک نفس است.

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست بیدادگری پیشه دیرینه تست وی خاک اگر سینه تو بشکافند بس گوهر قیمتی که در سینه تست.

می خواستن ترکه رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!
 
 

کاش مغز داشتم و مرگ مغزی می شدم و قلبم را به تو اهداء می کردم...

يه نفر ميشينه تو تاكسي، راننده بهش ميگه: داداش دستت لاي در گير نكنه. اون هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لاي در گير نكنه.

بچه ها سلام

اتل متل یه مورچه                         قدم می زد تو کوچه
اومد یه کفش ولگرد                       پای اونو لگد کرد
مورچه پا شکسته                         راه نمی ره نشسته
با برگی پاشو بسته                       نمی تونه کار کنه
دونه هارو بار کنه                           تو لونه انبار کنه
مورچه جونم تو ماهی                عیب نداره سیاهی                خوب بشه پات الهی

ترکه سفره دلشو واسه دوستش باز می کنه، توش پر از نون بربری بوده!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 12:45  توسط مرتضی  | 
 سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.

مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.

حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.
بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.
اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.
روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند. 
ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست.
هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فرشد.
فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.
استاد: کسی است که کاری ندارد ولی حداقل می داند چرا.
روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.
معلم مدرسه: کسی است که عادت کرده فکر کند که بچه ها را دوست دارد. 
جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند. 
برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 12:48  توسط مرتضی  | 
س س برف برف